برنا آگوست 3, 2026

تبلیغات بنری

بخش قابل توجهی از نوجوانان، امروزه مرجعیت خود را نه از مدرسه و رسانه رسمی، بلکه از اینفلوئنسر‌هایی می‌گیرند که با صمیمیت مجازی و زبان مشترک، به الگوی جدیدی برای هویت‌یابی تبدیل شده‌اند.

به‌گزارش خبرنگار اجتماعی برنا، فاطمه پارسایی، در طی هفته‌های اخیر و در میان هیاهوی اخبار مختلف کشور، خبر از برگزاری ایونتی در مجتمع تجاری ایران‌مال با حضور یک اینفلوئنسر دهه هشتادی و استقبال هزاران نوجوان در آن رویداد، توجه‌ها و اظهارنظر‌های زیادی را نسبت به چالش‌های نسل جدید به دنبال داشت. در پی برگزاری این ایونت پرسروصدا در زمان کوتاهی و با دستور مقام قضائی، صفحه مجازی اینفلوئنسر در یوتیوب، با حدود یک میلیون دنبال‌کننده از دسترس خارج شد.

از سوی دیگر به فاصله چند روز پس از این اتفاق، کارزاری با هدف رفع محدودیت از صفحات مجازی همین اینفلوئنسر شکل گرفت و در متن کارزار آمده که به اعتقاد امضاکنندگان، این اقدام می‌تواند بر ارتباط میان تولیدکنندگان محتوا و جامعه مخاطبان آنها تأثیر منفی بگذارد و بر اساس این درخواست، «نیما» طی سال‌های گذشته با تولید محتوای آموزشی و سرگرم‌کننده توانسته است جامعه گسترده‌ای از مخاطبان را جذب کند.

این کارزار که از سوی نوجوانان و جوانان راه‌اندازی شده، در طی روز‌های گذشته و تا کنون توسط بیش از ۶۰ هزار امضاکننده حمایت شده است.

نکته حائز اهمیت این است که چالش اصلی این پدیده، نه یک شخص، نه یک رویداد، بلکه فهم عمیق از چرایی شکل‌گیری چنین جریانی و درک عوامل مؤثر بر تکرار این‌گونه وقایع در میان نوجوانان است.

تغییر الگوی مرجعیت فرهنگی؛ وقتی اینفلوئنسر‌ها میدان‌داری می‌کنند

با ظهور شبکه‌های اجتماعی، الگوی مرجعیت فرهنگی از نهاد‌های رسمی به کنشگران رسانه‌ای جدید، یعنی اینفلوئنسرها، منتقل شده است.

در گذشته، نهاد‌هایی مانند خانواده، مدرسه، دانشگاه، رسانه‌های رسمی و نخبگان فرهنگی مهم‌ترین منابع تولید و انتقال ارزش‌ها و هنجار‌های اجتماعی بودند؛ اما در جامعه دیجیتال، افراد و به ویژه نوجوانان، بخش قابل توجهی از اطلاعات، الگو‌های رفتاری و ارزش‌های خود را از اینفلوئنسر‌ها دریافت می‌کنند.

اینگلوئنسر‌ها با قرار گرفتن در مرکز توجه در شبکه‌های اجتماعی، به بازیگران اثرگذار تبدیل می‌شوند. آنان قادرند در مدت کوتاهی پیام خود را به میلیون‌ها نفر منتقل کنند و پیرامون یک موضوع، افکار عمومی را شکل دهند.

براین اساس مرجعیت فرهنگی دیگر صرفاً بر پایه مقام رسمی یا تخصص شکل نمی‌گیرد، بلکه به میزان حضور، ارتباط و نفوذ در شبکه وابسته است.

برآورده کردن احساس صمیمیت و نزدیکی؛ آنچه نوجوان نیاز دارد

نیاز به صمیمیت، نزدیکی، داشتن علایق و زبان مشترک بخشی از نیاز‌های مهم نوجوانان است. در واقع آنچه که معمولاً در نهاد‌ها و رسانه‌های رسمی مورد غفلت قرار می‌گیرد به نقطه قوت شبکه‌های اجتماعی و فعالین این عرصه تبدیل شده است و محبوبیت و اثرگذاری آنان را بر نوجوانان بیشتر کرده است.

براساس نظریه «رابطه شبه‌اجتماعی» از دونالد هورتون و ریچارد وول، رسانه‌ها می‌توانند این احساس را در مخاطب ایجاد کنند که با یک شخصیت رسانه‌ای رابطه‌ای واقعی و صمیمی دارد، در حالی که این رابطه در حقیقت یک‌طرفه است.

اینفلوئنسرها؛ مراجع بی‌مرجع نسل نو/ وقتی بحران مرجعیت به شکاف با نسل جدید دامن می‌زند

به عبارت دیگر وقتی فرد مشهور با لحنی دوستانه و صمیمانه، به طور روزمره در صفحه مجازی خود صحبت می‌کند و اتفاقات زندگی خود را بازگو می‌کند، مخاطب احساس می‌کند فرد مشهور را می‌شناسد، با او دوست است و از زندگی او آگاهی دارد؛ اما آن شخصیت رسانه‌ای معمولاً هیچ شناختی از مخاطب ندارد.

ایجاد چنین رابطه‌های شبه‌اجتماعی یا شبه‌دوستانه‌ای در مقایسه با رسانه‌های رسمی مثل تلویزیون، به مراتب منابع نفوذ فرهنگی بیشتری را نسبت به نوجوانان ایجاد می‌کند و این موضوع باعث می‌شود تا آنها با اعتماد و تقلیدپذیری بیشتری از توصیه‌ها و الگو‌های فرهنگی و رفتاری اینفلوئنسر‌ها پیروی کنند.

چند فرآیند روانشناختی؛ نامرئی، اما با نقش‌آفرینی برجسته

برای درک مرجعیت اینفلوئنسر‌ها برای نوجوانان، باید به هم‌افزایی چند فرآیند روانشناختی در این سن نگاه کرد.

از منظر روانشناسی شناختی، قشر پیشانی مغز که مسئول کنترل تکانه و ارزیابی پیامد‌های بلندمدت است، تا اواسط دهه سوم زندگی کاملاً رشد نمی‌کند. در مقابل، سیستم لیمبیک (مرکز پاداش و هیجان) در نوجوانی بیش‌فعال است.

این ناهماهنگی عصبی باعث می‌شود که نوجوانان به شدت نسبت به پاداش‌های آنی (لایک، کامنت) حساس باشند و در پردازش اطلاعات، دچار سوگیری هیجانی شوند.

به عبارت دیگر، آنها محتوای پرتحرک و جذاب را بر محتوای منطقی ترجیح می‌دهند و بنابراین، اینفلوئنسری که با صدای بلند، حرکات سریع و جوایز فوری (مسابقه، واکنش‌های زنده) صحبت می‌کند، سریع‌ترین مسیر را به سیستم پاداش مغز آنها پیدا می‌کند و در مقایسه با رسانه‌های رسمی و خشک و مراجع آموزشی و فرهنگی برخاسته از تشریفات، از محبوبیت بیشتری برخوردار خواهد بود.

همچنین هویت‌یابی در نوجوانی نقش مهمی دارد و نوجوان برای رهایی از سردرگمی «چه کسی بودن»، هویت خود را از یک اینفلوئنسر که به نظر او ایده‌آل است تقلید می‌کند. این کار اضطراب انتخاب را از بین می‌برد، چون دیگر نیازی به فکر کردن نیست.

اینفلوئنسرها؛ مراجع بی‌مرجع نسل نو/ وقتی بحران مرجعیت به شکاف با نسل جدید دامن می‌زند

از سوی دیگر در این سن، پذیرفته شدن در گروه همسالان از هر چیز دیگری مهم‌تر است. اگر همه یک اینفلوئنسر را دنبال کنند، نوجوان هم برای اینکه جا نماند و مورد قبول واقع شود، کورکورانه از او تبعیت می‌کند، حتی اگر محتوایش غیرمنطقی باشد.

وقتی این چند سازوکار روانشناختی نوجوان کنار یکدیگر قرار می‌گیرند، بستر مناسبی را برای نفوذپذیری و تأثیرگذاری بیشتر بر روی انتخاب‌های هیجانی و علایق عجیب نوجوان فراهم می‌کنند.

الگوریتم‌ها به عنوان بازیگران اصلی در شبکه‌های اجتماعی

سید علی موسوی، نویسنده و پژوهشگر حوزه سواد رسانه در زمینه تأثیر الگوریتم‌ها در نقش‌آفرینی اینفلوئنسر‌ها در شبکه‌های اجتماعی اظهار کرده است: «در نگاه سنتی، تصور می‌شود اینفلوئنسر به تنهایی مخاطبان خود را بسیج می‌کند، اما در واقع بازیگر اصلی، الگوریتم پلتفرم است. الگوریتم اینستاگرام یا یوتیوب، محتوایی را که تعامل بیشتری ایجاد می‌کند، بار‌ها و بار‌ها به کاربران بیشتری نمایش می‌دهد؛ بنابراین هرچه کاربران بیشتری درباره یک رویداد صحبت کنند، همان رویداد بیشتر دیده می‌شود و افراد بیشتری برای مشارکت ترغیب می‌شوند.»

بنابراین وقتی یک اینفلوئنسر در میان گروهی از نوجوانان مورد توجه قرار می‌گیرد، الگوریتم‌ها با به اشتراک گذاشتن محتوا‌های او با گروه‌های همسالان و مشابه، جمعیت بیشتری را برای الگو برداری و دنبال کردن او بسیج می‌کنند.

کاهش مرجعیت نهاد‌های رسمی میان نوجوانان نیازمند بازنگری جدی است

در مواجهه با چالش‌های نسل جدید، نگاهی سطحی و تقلیل‌گرایانه به جوامع نوجوانان و کنش‌های اجتماعی آنان نه تنها راهگشا نخواهد بود، بلکه فهم عمیق و صحیح از ماهیت مسئله و چگونگی آن را در نگاهی خوشبینانه به تعویق خواهد انداخت، کمااینکه امتداد این سهل‌انگاری به تشدید شکاف بین‌نسلی و تداوم استفاده از شیوه‌های تعاملی و پرورشی ناکارآمد منجر خواهد شد.

رویداد ایران‌مال یادآوری یک هشدار جدی درسیاست‌گذاری فرهنگی و رسانه‌ای کشور به ویژه در امور نوجوانان و جوانان است.

در واقع به دنبال این اتفاق، باری دیگر خلأ جدی و عدم کفایت لازم در مرجعیت نهاد‌های رسمی کشور نظیر مدارس، دانشگاه‌ها، رسانه ملی و … در میان نسل جدید به چشم می‌آید و بازنگری در سازوکار‌های معیوب و ناکارآمد فعلی مؤثر در کاهش مقبولیت و تأثیرگذاری بر روی نوجوانان و جوانان باید مورد توجه ویژه قرار گیرد.

تبلیغات بنری

منبع : خبرگزاری snn

گذاشتن دیدگاه